على محمدى
198
شرح اصول استنباط ( فارسى )
عدم شرط متوقف نيست مثلا وقتى مىگوئيم : اين كان هذا انسانا كان حيوانا مفهومش اين نيست كه فان لم يكن انسانا لم يكن حيوانا چون كذب است زيرا ممكن است انسان نباشد امّا حيوان باشد مثل فرس و بقر و در منطق خواندهايم كه از اثبات اخص اثبات اعم لازم مىآيد ولى از انتفاء اخص انتفاء اعم لازم نمىآيد كما اينكه از انتفاء اعم انتفاء اخص لازم مىآيد ولى از اثبات اعم اثبات اخص لازم نمىآيد و به فرمودهء محقق قمى در قوانين « 1 » « هذا الاستعمال مبنى على قاعدة اهل الميزان حيث يجعلون هذا التركيب لبيان الدليل على العلم بانتفاء المقدم سبب انتفاء التالى و يقولون انّ استثناء نقيض التالى ينتج رفع المقدم بخلاف العكس . . . » . الخلاصه : بند اوّل : جمله شرطيهء داراى مفهوم هست يعنى دلالت مىكند بر انتفاء حكم مشروط عند انتفاء شرطه و دليل آن تبادر است منتها نه هر جمله شرطيهاى بلكه جملاتى كه سوق داده نشده باشند براى اثبات موضوع از قبيل ان رزقت ولدا فسمّه و . . . كه بيان شد . بند دوّم : هرگاه حكمى در جملهاى مشروط به شرطى و در جمله ديگر مشروط به شرط ديگرى باشد ظاهر هر دو جمله شرطيهاى كه مشروط به دو شرط ولى براى يك حكم هستند عبارتست از تخصيص مفهوم هركدام توسط منطوق ديگرى ولى اين مطلب در خصوص صيغ وقوف و نذور و . . . جارى نمىشود زيرا كه پس از پايان يافتن انشاء ديگر امكان جانشينى شرط ديگر بجاى شرط مذكور عقلا و شرعا وجود ندارد . بند سوم : در پارهاى از موارد جملات شرطيه از معناى حقيقى و ظهورى
--> ( 1 ) - قوانين ، صفحهء 172 .